فصل ۵ — عصر یکپارچگی و شکوفایی
هنگام به قدرت رسیدن صفویان، کشور ما حکومت واحد و قدرتمندی نداشت و دچار تفرقه و تجزیه شده بود. در آن زمان، حاکمان بخشهای مختلف ایران با هم در جنگ بودند. به همین دلیل، امنیت و آرامش شهرها و روستاها از بین رفته و امور کشور مختل شده بود.
در همسایگی ایران نیز حکومتهایی وجود داشتند که در فکر گسترش قلمرو خود بودند:
شیخ صفیالدین اردبیلی (۶۵۰-۷۳۵ ق) از مشایخ معروف زمان خود بود که مذهب شیعه داشت. خانقاه او در اردبیل مورد توجه مردم و حاکمان محلی بود. پس از مرگ شیخ صفی، خانقاه وی به فرزندانش رسید که بیشتر آنها افرادی با نفوذ و مبارز بودند و برای ترویج و گسترش فرهنگ شیعی تلاش بسیاری کردند.
در نتیجهٔ فعالیت آنها، ایلهای مختلف ترک که ساکن مناطق شمال و شمال غربی ایران بودند، به مذهب شیعه گرویدند و مهمترین طرفداران خاندان شیخ صفی شدند. این ایلها به قزلباش (به معنای سرخسر) معروف شدند.
در ابتدای قرن دهم ق، یکی از نوادگان شیخ صفی به نام اسماعیل به کمک نیروی نظامی قزلباشها، نخست برخی حکومتهای محلی در شمال غربی را شکست داد و پس از تسلط یافتن بر تبریز، خود را شاه ایران خواند. او پس از تاجگذاری، مذهب شیعه را مذهب رسمی کشور اعلام کرد.
شاه اسماعیل سپس حاکمان مناطق مختلف را یکی پس از دیگری از میان برداشت و با شکست دادن ازبکها در خراسان، بر سراسر ایران مسلط شد. در نتیجهٔ موفقیتهای سیاسی و نظامی او، حکومت کشور ما یکپارچه، مستقل و نیرومند شد؛ به طوری که قلمرو آن به حدود قلمرو دورهٔ ساسانیان رسید. حکومت صفوی همچنین همهٔ اقوام ایرانی را زیر حاکمیت خود گرفت و موجب همبستگی و اتحاد بیشتر ایرانیان شد.
در اواخر قرن سیزدهم میلادی، در منطقهٔ آسیای صغیر (ترکیهٔ امروزی) حکومت مقتدری وجود نداشت. شخصی به نام عثمان به کمک قبیلهٔ خود توانست به تدریج مناطق مختلف آسیای صغیر را تصرف کند و سلسلهٔ عثمانی را پایهگذاری کند. حاکمان عثمانی به گسترش سرزمینهای خود پرداختند و مناطق گستردهای در سه قارهٔ آسیا، آفریقا و اروپا تصرف کردند.
با تشکیل حکومت شیعه و قدرتمند صفوی در ایران، عثمانیان به بهانهٔ اینکه خلیفه و رهبر جهان اسلام هستند، به جنگ با صفویان پرداختند و همواره سعی داشتند تا با از بین بردن این سلسله، ایران را جزئی از قلمرو خود بنمایند.
جنگ چالدران در نزدیکی شهر خوی امروزی رخ داد. شاه اسماعیل و سربازانش شجاعت زیادی نشان دادند، اما سپاه عثمانی به کمک سلاحهای آتشین مانند توپ و تفنگ که سپاه ایران از آنها بیبهره بود، پیروز شد. پس از جنگ چالدران، تبریز به اشغال عثمانیها درآمد اما مقاومت و مبارزهٔ مردم، آنها را وادار به عقبنشینی کرد.
پس از شاه اسماعیل، پسرش تهماسب به حکومت رسید. او با سر و سامان دادن به اوضاع داخلی و دفع حملههای ازبکان و دولت عثمانی، موفق شد حکومت صفوی را تثبیت و تحکیم کند. شاه تهماسب پایتخت را از تبریز به قزوین انتقال داد؛ زیرا تبریز همواره در معرض هجوم سپاه عثمانی بود. همچنین او روابط مسالمتآمیزی با کشورهای همسایه و مسلمان برقرار کرد. در دورهٔ شاه تهماسب، برخی فقهای بزرگ شیعه، جایگاهی علمی و جدّی در ادارهٔ کشور پیدا کردند.
شاه عباس اول (پنجمین شاه صفوی) حکومت صفوی را به اوج قدرت رساند. اقدامات مهم او عبارت بودند از:
همزمان با به قدرت رسیدن سلسلهٔ صفوی، کشورهای اروپایی، قرون وسطا یا عصر تاریکی را پشت سر گذاشته و وارد قرون جدید شده بودند. اروپاییان با ساختن کشتیهای بزرگ و مجهز به توپ جنگی، ملتهای آمریکا، آفریقا و آسیا را مستعمرهٔ خود کردند. کشورهای پرتغال، اسپانیا، انگلستان و فرانسه پیشگامان استعمار بودند.
در آستانهٔ تأسیس سلسلهٔ صفوی، پرتغالیها جزایر و سواحل جنوبی ایران را تصرف کرده و تجارت خلیج فارس و دریای عمان را در اختیار گرفته بودند. شاه اسماعیل صفوی به دلیل نداشتن کشتی جنگی نتوانست در برابر پرتغالیها کاری از پیش ببرد اما شاه عباس اول از رقابت انگلیسیها و پرتغالیها استفاده کرد و به کمک کشتیهای جنگی انگلستان، پرتغالیها را از سواحل و جزایر ایران بیرون راند.
در دوران صفویه و با افزایش اقتدار و امنیت در کشور، تولید و تجارت افزایش یافت و ایران با برخی از کشورهای اروپایی روابط سیاسی و بازرگانی برقرار کرد. در آن زمان اروپاییان شرکتهای بزرگ تجاری تأسیس کرده بودند و میخواستند روابط تجاری خود را با دیگر کشورها مخصوصاً ایران افزایش دهند و در این مسیر به رقابت پرداختند. به همین دلیل، نمایندگانی را برای عقد قراردادهای بازرگانی به کشور ما فرستادند.
پس از مرگ شاه عباس اول، چهار پادشاه دیگر روی کار آمدند. بعضی از آنها توانایی و لیاقت ادارهٔ کشور را نداشتند. سیاست کشتن و کور کردن شاهزادگان و جلوگیری از حکومت آنها بر ولایتها، باعث شد تا آنان شیوهٔ کشورداری را نیاموزند. در نتیجهٔ چنین سیاستی، سلسلهٔ صفوی پس از شاه عباس اول تقریباً از داشتن پادشاهی لایق و توانمند محروم ماند.
در نتیجهٔ ضعف و بیلیاقتی شاهان، مقامهای کشوری و لشکری دچار اختلاف و درگیری شدند و از انجام مسئولیت خود بازماندند. بنابراین، امور حکومت مختل شد و هرج و مرج کشور را فراگرفت.
در چنین اوضاع نابسامانی، گروهی از افغانها در قندهار سر به شورش برداشتند و پس از پیروزی بر حاکم آن ولایت، به سوی اصفهان حرکت کردند. سلطان حسین صفوی که در اواخر حکومتش به ضعف و سستی گراییده بود، نتوانست در مقابل گروه مهاجم خارجی مقابله کند. پس از چند ماه محاصره، به ناچار تسلیم شد و به این ترتیب، محمود افغان، سردستهٔ شورشیان، بر پایتخت و قسمتهایی از ایران مسلط شد.
| موضوع | خلاصهٔ مطلب |
|---|---|
| مؤسس حکومت صفوی | شاه اسماعیل اول (از نوادگان شیخ صفیالدین اردبیلی). |
| مذهب رسمی ایران در دورهٔ صفوی | شیعه (اعلام شده توسط شاه اسماعیل). |
| قزلباشها | ایلهای ترک شیعهمذهب که حامی صفویان بودند. |
| پایتخت اول صفویان | تبریز. |
| پایتخت در دورهٔ شاه تهماسب | قزوین (به دلیل هجوم عثمانی به تبریز). |
| پایتخت در دورهٔ شاه عباس اول | اصفهان. |
| جنگ چالدران | میان ایران و عثمانی در نزدیکی خوی؛ پیروزی عثمانی به دلیل سلاح آتشین. |
| شاه عباس اول | اوج قدرت صفویان. |
| روز ملی خلیج فارس | دهم اردیبهشت؛ بیرون راندن پرتغالیها. |
| علل فروپاشی صفویان | ضعف شاهان، اختلاف مقامها، شورش افغانها، تسلیم سلطان حسین. |
۱. اوضاع سیاسی ایران پیش از صفویان چگونه بود؟
۲. شاه اسماعیل صفوی چه اقدامات مهمی انجام داد؟
۳. جنگ چالدران بین کدام کشورها رخ داد و نتیجهاش چه بود؟
۴. چرا شاه تهماسب پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل کرد؟
۵. اقدامات مهم شاه عباس اول را نام ببرید.
۶. چرا روز دهم اردیبهشت «روز ملی خلیج فارس» نامگذاری شده است؟
۷. دلایل فروپاشی حکومت صفوی چه بود؟