فصل ۷ — ایران در عصر مشروطه
هنگامی که جنگ جهانی اول پایان یافت، کشور ما درگیر انبوهی از مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بود. این مشکلات، برنامهها و سیاستهای مزدورانهٔ انگلستان در ایران، زمینه را برای انتقال حکومت از قاجاریه به پهلوی فراهم آورد.
در اواخر جنگ جهانی اول، حکومت تزاری روسیه بر اثر وقوع انقلابی عظیم سرنگون شد و نام این کشور به اتحاد جماهیر شوروی تغییر یافت. دولت جدید شوروی نیروهایش را از ایران فراخواند و سرگرم مسائل داخلی خود شد. انگلستان با استفاده از این موقعیت، کوشید نفوذ و سلطهٔ خود را در کشور ما تثبیت کند. ازاینرو، با وثوقالدوله، نخستوزیر ایران، قراردادی بست که به «قرارداد ۱۹۱۹» معروف شد.
بر اساس این قرارداد، ادارهٔ امور نظامی و مالی ایران در اختیار کارشناسان (مستشاران) انگلیسی قرار میگرفت. این قرارداد در ایران با مخالفت گستردهای روبهرو شد و بسیاری از شخصیتهای مبارز و آزادیخواه مانند آیتالله مدرس و شیخ محمد خیابانی با آن به مخالفت برخاستند و احمدشاه قاجار نیز از تأیید آن خودداری کرد.
انگلستان پس از ناکامی در اجرای قرارداد ۱۹۱۹، درصدد برآمد که از طریق کودتا اهداف استعماری خود را در ایران پیگیری کند. انگلیسیها یکی از فرماندهان نیروی قزاق به نام رضاخان (رضا میرپنج) را به عنوان مهرهٔ نظامی و سیدضیاءالدین طباطبایی را به عنوان مهرهٔ سیاسی کودتا برگزیدند. سیدضیاءالدین طباطبایی از سیاستمداران طرفدار انگلستان بود.
نیروهای تحت فرمان رضاخان در سوم اسفند ۱۲۹۹ مراکز مهم پایتخت را اشغال کردند و احمدشاه مجبور شد سیدضیاء را به نخستوزیری و رضاخان را به فرماندهی کل قوا منصوب کند. رضاخان دارای روحیهٔ استبدادی بود و این ویژگی، به او برای به ثمر نشاندن اهداف انگلیسیها کمک میکرد.
کودتای ۱۲۹۹ توسط انگلیس مقدمهای برای تغییر حکومت در ایران بود. رضاخان پس از کودتا با سرسختی برای گسترش و تثبیت قدرت خود تلاش کرد. او با خشونت تمام، در بین مردم رعب و وحشت ایجاد کرد و فضای حکومت نظامی را بر جامعه حاکم ساخت.
با تبلیغات فراوان، خود را شایستهٔ حکومت معرفی میکرد و طرفدارانش وجود او را برای احمدشاه قاجار بهتر میدانستند. رضاخان در آن زمان برای جلب نظر مردم، خود را فردی مذهبی نشان میداد و در مراسم مذهبی حضور مییافت. او با استفاده از موقعیت خود به دیدار و مشورت با علما میرفت.
رضاخان در ۱۳۰۴ با استفاده از موقعیت خود به عنوان وزیر جنگ و نخستوزیر، طرفداران خود را وارد مجلس شورای ملی کرد. در سال ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی با وجود مخالفت آیتالله مدرس، احمدشاه قاجار را از قدرت برکنار کرد و حکومت موقت را به رضاخان سپرد. سپس، مجلس مؤسسان به طور رسمی حکومت را به رضاخان و خانوادهٔ او واگذار کرد.
رضاشاه از ابتدای حکومت به استبداد (دیکتاتوری) روی آورد. در دوران حکومت او، هیئت وزیران و نمایندگان مجلس شورای ملی اختیار و استقلال چندانی نداشتند و تابع دستورات شاه بودند.
🔹 سرکوب آزادیخواهان: حکومت رضاشاه به احزاب و روزنامههای مستقل اجازهٔ فعالیت نمیداد و با زور و خشونت، فضای خفقان، ترس و سرکوب را بر جامعه حاکم کرد. آیتالله سیدحسن مدرس یکی از مخالفان سرسخت حکومت رضاشاه بود که به دست مأموران این حکومت به شهادت رسید. رضاخان به بهانهٔ برقراری امنیت، برخی از قیامهای آزادیخواهانه مانند نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچکخان جنگلی را با خشونت زیاد سرکوب کرد.
🔹 ایجاد ارتش منظم: به وجود آوردن ارتش منظم در ایران از جمله برنامههای اساسی انگلیسیها بود. این ارتش ضمن اینکه تمرکز قدرت سیاسی را در کشور ممکن میساخت، قیامهای مردمی را سرکوب میکرد و در مواقع ضروری، نیروهای سهگانهٔ ارتش را با هدایت انگلیسیها به عنوان تأمینکنندهٔ اهداف نظامی انگلستان مورد استفاده قرار میداد. رضاشاه قانون نظام وظیفهٔ عمومی را به تصویب رساند. ارتش رضاشاه ناکارآمد و فاقد قدرت کافی بود و در تهاجم متفقین در زمان جنگ جهانی دوم، به سرعت شکست خورد.
🔹 احداث خط آهن سراسری: احداث این راه با تبلیغات فراوان انجام گرفت و هدف آن ایجاد راهی سراسری برای انتقال سریع نیروهای انگلیسی از جنوب به شمال بود. در جنگ جهانی دوم، همین راه به مهمترین عامل ارتباطی نیروهای متفقین مبدل شد.
🔹 تضعیف هویت اسلامی و تخریب فرهنگ ایرانی: حکومت رضاشاه به بهانهٔ پیشرفت و نوسازی فرهنگی و اجتماعی، کارهایی انجام داد که نتیجهٔ آنها تضعیف ارزشهای دینی و رواج فرهنگ غیرایرانی بود. یکی از این کارها، مجبور کردن مردم به این بود که لباس یکسانی به تن کنند و کلاه لبهداری (مشهور به کلاه پهلوی) بر سر بگذارند. پس از آن، محدودیتهایی برای برگزاری مراسم مذهبی از جمله عزاداری امام حسین (ع) به وجود آمد و زمزمهٔ برداشتن (کشف) حجاب مطرح شد. مردم مشهد در اعتراض به این کارها در مسجد گوهرشاد گرد هم آمدند. نیروهای نظامی مردم را در کنار حرم حضرت امام رضا (ع) به گلوله بستند و عدهٔ زیادی را شهید و مجروح کردند (واقعهٔ مسجد گوهرشاد). حکومت رضاشاه اندکی پس از سرکوب قیام گوهرشاد، دستور داد حجاب را با زور و خشونت از سر زنان و دختران ایرانی بردارند.
جنگ جهانی دوم با حملهٔ ناگهانی آلمان به لهستان آغاز شد. ایتالیا و ژاپن به آلمان پیوستند و دولتهای محور را تشکیل دادند. در جبههٔ مقابل، انگلستان، فرانسه، شوروی و آمریکا قرار داشتند که متفقین خوانده میشدند.
در جنگ جهانی دوم، دولت ایران اعلام بیطرفی کرد اما در شهریور ۱۳۲۰ متفقین به بهانهٔ حضور تعدادی از کارشناسان آلمانی، کشور ما را به اشغال خود درآوردند. هدف اصلی آنها از این اقدام، استفاده از موقعیت و منابع و امکانات ایران به سود خویش بود. متفقین پس از اشغال ایران، رضاشاه را مجبور کردند که از قدرت کنارهگیری کند و سپس او را از ایران تبعید کردند. پس از رضاشاه پسرش محمدرضا، شاه ایران شد.
وی نیز همانند پدرش، چون منتخب مردم نبود و دستنشاندهٔ بیگانه بود، مطیع برنامهها و اهداف افرادی بود که بقای خود در حکومت را وابسته به آنها میدانست.
محمدرضا شاه در سالهای نخست سلطنت خود این امکان را نداشت که همچون پدرش با استبداد (دیکتاتوری) حکومت کند. بنابراین، برای نمایندگان مجلس شورای ملی و هیئت وزیران فرصتی به وجود آمد که در ادارهٔ امور کشور نقش مؤثری داشته باشند. همچنین در این دوره احزاب سیاسی و مطبوعات فعالیت خود را دوباره آغاز کردند. البته رقابت برای کسب نفوذ سیاسی و اقتصادی هرچه بیشتر در کشور ما از سوی انگلستان، شوروی و آمریکا آسیبهای بسیاری به ثبات و آرامش سیاسی کشور وارد کرد. در چنین شرایطی بود که زمینه برای نهضت ملی شدن نفت به وجود آمد.
این نهضت یکی از رویدادهای مهم تاریخ معاصر ایران است. امتیاز بهرهبرداری از منابع نفت ایران در زمان مظفرالدینشاه به انگلیسیها واگذار شده بود. رضاشاه امتیاز مذکور را لغو کرد اما خیلی زود طی قرارداد دیگری، دوباره منابع نفت ایران را به انگلستان واگذار کرد. در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، مردم ایران خواهان لغو آن قرارداد و ملی شدن صنعت نفت بودند.
آیتالله کاشانی و دکتر محمد مصدق رهبری نهضت ملی شدن صنعت نفت را به عهده گرفتند. مجلس شورای ملی نیز با مشاهدهٔ اتحاد و یکدلی مردم، قانون ملی شدن نفت را در اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد. پس از آن، دکتر مصدق نخستوزیر شد تا آن قانون را به اجرا درآورد و دست بیگانگان را از منابع و صنعت نفت کوتاه کند. دولت انگلیس برای جلوگیری از اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت، کارشکنیهای مختلفی کرد اما به دلیل وحدت ملت و همدلی رهبران نهضت، ناکام ماند.
پس از مدتی، میان رهبران و گروههای سیاسی پشتیبان نهضت ملی شدن نفت اختلاف بروز کرد و اتحاد و همدلی به تفرقه و دشمنی تبدیل شد. این وضعیت، ملت را دلسرد و دشمنان نهضت را امیدوار کرد. دولتهای انگلستان و آمریکا از این شرایط برای سرنگونی دولت دکتر مصدق از طریق کودتا استفاده کردند. طبق برنامهای که این دو کشور طراحی کردند، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ واحدهایی از ارتش به فرماندهی سرلشکر فضلالله زاهدی به خیابانها ریختند و با اشغال مراکز مهم پایتخت، دولت دکتر مصدق را سرنگون کردند.
پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد، منابع نفت ایران دوباره در اختیار بیگانگان قرار گرفت و نفوذ و سلطهٔ آمریکا بر کشور ما به تدریج افزایش یافت. چند ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد، حکومت پهلوی با نادیده گرفتن قانون ملی شدن صنعت نفت، امور اکتشاف، استخراج و فروش نفت را طی قراردادی به چندین شرکت نفتی انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی واگذار کرد. این شرکتها متعهد شدند ۵۰ درصد درآمد فروش نفت را به ایران بپردازند.
محمدرضاشاه که پس از کودتا سلطنت دوبارهٔ خود را مدیون انگلیس و آمریکا میدید، به شاهی مستبدتر و ستمگر تبدیل شد و اصول قانون اساسی را آشکارا نادیده میگرفت. او همچنین با تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به کمک آمریکاییها، به سرکوب شدید مخالفان پرداخت و دوباره فضای ترس و خفقان بر ایران حاکم شد.
| موضوع | خلاصهٔ مطلب |
|---|---|
| قرارداد ۱۹۱۹ | میان ایران و انگلستان؛ مخالفت گسترده مردم و عدم تصویب. |
| کودتای ۱۲۹۹ | سوم اسفند ۱۲۹۹؛ توسط رضاخان و سیدضیاءالدین طباطبایی با حمایت انگلیس. |
| انتقال حکومت به پهلوی | سال ۱۳۰۴؛ با وجود مخالفت آیتالله مدرس. |
| واقعهٔ مسجد گوهرشاد | اعتراض مردم مشهد به سیاستهای ضد دینی رضاشاه. |
| جنگ جهانی دوم | ۱۳۱۹-۱۳۲۵؛ اشغال ایران توسط متفقین، تبعید رضاشاه. |
| نهضت ملی شدن نفت | رهبری آیتالله کاشانی و دکتر مصدق؛ تصویب قانون در اسفند ۱۳۲۹. |
| کودتای ۲۸ مرداد | ۱۳۳۲؛ با طراحی انگلستان و آمریکا؛ سرنگونی دولت مصدق. |
| ساواک | سازمان اطلاعات و امنیت کشور؛ با کمک آمریکا برای سرکوب مخالفان. |
۱. قرارداد ۱۹۱۹ چه بود و چرا تصویب نشد؟
۲. کودتای ۱۲۹۹ چگونه و با حمایت چه کشوری رخ داد؟
۳. حکومت قاجاریه چگونه به پهلوی منتقل شد؟
۴. اقدامات مهم رضاشاه چه بود و چه پیامدهایی داشت؟
۵. واقعهٔ مسجد گوهرشاد چه بود؟
۶. نهضت ملی شدن نفت چگونه شکل گرفت و رهبران آن چه کسانی بودند؟
۷. کودتای ۲۸ مرداد چه بود و چه پیامدهایی برای ایران داشت؟