فصل ۷ — ایران در عصر مشروطه
در دوران حکومت مظفرالدینشاه، رویدادی بزرگ در ایران رخ داد که به دنبال آن، نظام پادشاهی استبدادی، جای خود را به پادشاهی مشروطه داد. در پادشاهی مشروطه، اختیارات شاه بر اساس قانون محدود میشد و نهادهایی مانند مجلس شورا و هیئت وزیران میتوانستند در ادارهٔ کشور دخالت کنند.
از میانهٔ دوران سلطنت ناصرالدینشاه، با افزایش نفوذ و دخالت انگلستان و روسیه در ایران، اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران رو به افول نهاد. این روند، در دوران پادشاهی مظفرالدینشاه، به سبب ضعف و ناتوانی او، فزونی یافت.
در مقابل، مردم ایران که طعم تلخ استعمار را چشیده بودند و میدانستند که حکومت استبدادی کشورشان نیز قادر به مبارزه با استعمارگران نیست، با تکیه بر آموزههای دین اسلام و مذهب شیعه، به تدریج به تکاپوی اصلاح اوضاع کشور برآمدند. رهبری مردم در این تحولات را بیشتر علما بر عهده داشتند.
کشورهای استعمارگر اروپایی که از چهار قرن قبل، غارتگری و چپاول گستردهٔ خود را در قارههای آسیا، آمریکا و آفریقا آغاز کرده بودند، پس از «انقلاب صنعتی» تلاش میکردند تا تمامی جهان را در چنگ خود بگیرند و از منافع اقتصادی آنها بهرهمند شوند. یکی از برنامههای جدید و دامن زدن به اختلافات مذهبی و اجتماعی، سعی کردند تا نیروی مقاومت مردمی را در این کشورها تضعیف کنند.
در این حال، علما برای اصلاح امور ایران و تقویت بنیانهای دینی در حال تلاش جدی بودند. در این کشورها، برخی از روشنفکران این دوران، پذیرش بیچونوچرای اندیشههای غربی و خودباختگی در برابر غرب را ترویج میکردند. بعضی از آنها، پرسشهای مربوط به تمدن غربی و حکومتهای مشروطه را بیان میکردند و نهضت اصلاحطلبی مردم ایران را که بر اساس عدالتخواهی و نفی استعمار بود، با عقاید و اندیشههای غربی در میآمیختند.
موفقیت نهضت تنباکو و قتل ناصرالدینشاه در پی آن، انگیزهٔ مردم برای مبارزه با استبداد و سلطهٔ خارجی را بیشتر کرده بود. مظفرالدینشاه نیز شاهی نالایق بود که توانایی سامان دادن به کشور را نداشت و ماجرای هزینههای سنگین سفرهای او به خارج از کشور، در عین وضعیت بد اقتصادی مردم، موجب ناراحتی فراوانی شده بود. چنین اوضاعی در کنار برخی توهینها به مقدسات دینی مردم از سوی برخی کارگزاران کشورهای استعمارگر در ایران، سبب به وجود آمدن اعتراضات مردمی به رهبری علمای تهران و در رأس آنها، آیتالله سیدمحمد طباطبایی و آیتالله سید عبدالله بهبهانی بود.
یکی دیگر از عواملی که جریان مشروطه را سرعت بخشید، ماجرای گرانی قند و فلک شدن برخی از تجار بود. در آن زمان، قیمت برخی کالاهای اساسی مانند نان و قند بالا رفت. برخی از مردم به گرانی قند اعتراض کردند. حاکم تهران به جای آنکه به شکایت آنان رسیدگی کند، به آنها توهین کرد و تاجران را فلک کرد. در نتیجه، اعتراضات ادامه یافت و عدهای از علما با تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم از مردم حمایت کردند.
در پی تشکیل نشدن عدالتخانه و شدید شدن اعتراضات، شهر حالت نیمهتعطیل به خود گرفت. آیتالله طباطبایی و بهبهانی که پیشرفت کار را بدون همراهی آیتالله شیخ فضلالله نوری ناممکن میدیدند، از او خواستند تا به جمع معترضان بپیوندد. آیتالله شیخ فضلالله نوری که بزرگترین عالم تهران بود، با آنان همراه شد و در پی او، اکثر روحانیون تهران به معترضان ملحق شدند.
در نهایت، جمعی چند هزار نفره، برای به دست آوردن مطالبات خود، راهی قم شدند و با ارسال نامه به عالمان دیگر شهرها و مراجع در عراق، بسیاری از ایشان را با خود همراه کردند. با خروج علما از تهران، در شهر شایعه شد که دولت قرار است تجار و کسبهای را که جزء معترضان هستند، تحت فشار قرار دهد. از این رو، جمعی تحریک برخی وابستگان انگلستان، به سفارت این کشور پناه بردند. به تدریج، جمعیت تحصنکنندگان در سفارت افزایش یافت و به هزاران نفر رسید.
اعضای سفارت از این فرصت استفاده کردند و با پذیرایی از مردم، به تأثیرگذاری بر خواستههای آنان پرداختند و بیشتر مردم نیز، از سیاست پیچیدهٔ استعماری انگلیس و سوءاستفادهٔ این کشور از تحصن آنها، غافل بودند. بسیاری از مردم برای اولین بار در سفارت با واژهٔ «مشروطه» آشنا شدند و انگلیسیها و غربگرایان به آنان القا کردند که باید همچون انگلستان، مشروطه و مجلس شورا بخواهند.
همزمان شورش و تعطیلی بازارها و مساجد در تهران، در نهایت موجب صدور فرمان تشکیل مجلس شورا از سوی مظفرالدینشاه در مرداد ماه سال ۱۲۸۵ شد. پس از آن، عدهای از سیاستمداران مشروطهخواه، به سرعت قانون اساسی را تدوین کردند.
حکومت مشروطه از همان ابتدا پیروزی، با مسائل و مشکلات مختلف داخلی و خارجی روبهرو شد که باعث شد هدفهای اصلی جنبش مشروطه، به شکل کامل محقق نگردد.
🔹 الف) تدوین متمم قانون اساسی و شدت گرفتن اختلافها: تنظیم شتابان قانون اساسی توسط نمایندگان موجب بروز کاستیهایی در آن شد و بیشتر به طرز کار مجلس شورای ملی مربوط میشد. به همین سبب، متممی برای آن تدوین شد که مشتمل بر اصول اساسی دربارهٔ حقوق و تکالیف متقابل دولت و ملت بود. متمم قانون اساسی همچنین شامل بخشهایی بود که بنابر آنها باید چند نفر از مجتهدان و فقیهان اسلام که با شرایط و زمان خود آشنا بودند در مجلس شورا شرکت میکردند تا قانونهای مصوب، مخالف قواعد اسلامی نباشد. با تلاش آیتالله شیخ فضلالله نوری و جمع زیادی از علما و دلسوزان، این بخش به متمم قانون اساسی اضافه شد.
🔹 ب) تعطیلی مجلس: مدت کوتاهی پس از صدور فرمان مشروطه، مظفرالدینشاه درگذشت. شاه، جانشین او، محمدعلیشاه، پادشاهی مستبد بود. او با پشتیبانی دولت روسیه و حمایت طرفداران حکومت استبدادی، تصمیم گرفت حکومت نوپای مشروطه را نابود سازد. پس از چند ماه اختلاف و درگیری موافقان و مخالفان مشروطه و حوادثی مانند قتل صدراعظم شاه و سوءقصد به جان شاه، به دستور شاه، مجلس به توپ بسته شد و منحل گردید.
🔹 پ) شهادت شیخ فضلالله نوری: با پیروزی دوبارهٔ مشروطهخواهان، انتظار میرفت که دشمنان واقعی نهضت، مجازات شوند. اما آنها رها شده و محمدعلیشاه نیز بدون محاکمه به خارج کشور منتقل شد. همچنین، در اولین روزها، جمعی از علما دستگیر شدند و شیخ فضلالله نوری نیز پس از یک محاکمهٔ نمایشی، به شکلی دردآور اعدام شد. شهادت مظلومانهٔ بزرگترین عالم تهران در جریان نهضت مشروطه که قبل از آن در نهضت تنباکو نیز نقش مؤثری داشت، نشانهٔ بخشی از انحراف در مسیر مشروطه بود که از مدتها قبل، شروع شده بود. شیخ فضلالله نوری با مشروطهٔ منطبق بر ارزشهای غربی مخالف بود و طرفدار مشروطهٔ شرعی بر پایهٔ ارزشهای اسلامی بود.
🔹 افزایش دخالتهای خارجی: همزمان با وقوع انقلاب مشروطیت در ایران، آلمان و متحدانش (ایتالیا، اتریش و مجارستان) به یک قدرت بزرگ اروپایی تبدیل شده و در صدد دستاندازی بر مستعمرات دیگر کشورها بودند. انگلستان و روسیه برای مقابله با قدرت روزافزون آلمان و متحدانش، تصمیم گرفتند به جای رقابت، با یکدیگر همکاری کنند. به همین دلیل، این دو کشور طی قرارداد ۱۹۰۷ ایران را میان خود تقسیم کردند. پس از آن، روسیه با خیالی آسوده در امور داخلی ایران مداخله میکرد و اجازه نمیداد که دولت و مجلس اوضاع آشفتهٔ کشور را سر و سامان دهند. علاوه بر این، نیروهای روسیه وارد خاک ایران شدند. آنها در تبریز تعدادی از مشروطهخواهان را کشتند و در مشهد نیز حرم امام رضا (ع) را به گلوله بستند.
🔹 وقوع جنگ جهانی اول: در سال ۱۹۱۴ م/۱۲۹۳ ش، جنگ جهانی اول آغاز شد. در یک سوی این جنگ، کشورهایی قرار داشتند که به متحدین معروف بودند و در سوی دیگر آن، کشورهایی که به متفقین مشهور شدند؛ جنگ جهانی اول پس از چهار سال با پیروزی متفقین به پایان رسید. بر اثر این جنگ، میلیونها نفر کشته، زخمی و آواره شدند و خسارتها و ویرانیهای زیادی به بار آمد.
| موضوع | خلاصهٔ مطلب |
|---|---|
| شاه ایران در آغاز مشروطه | مظفرالدینشاه قاجار. |
| رهبران اصلی نهضت | آیتالله سیدمحمد طباطبایی و آیتالله سید عبدالله بهبهانی و آیتالله شیخ فضلالله نوری. |
| علت اعتراضات | نفوذ بیگانگان، ضعف شاه، گرانی قند، توهین به مقدسات. |
| فرمان مشروطه | مرداد ۱۲۸۵ ش (۱۳۲۴ ق). |
| متمم قانون اساسی | با تلاش شیخ فضلالله نوری، بخش نظارت فقیهان اضافه شد. |
| به توپ بستن مجلس | به دستور محمدعلیشاه با حمایت روسیه. |
| شهادت شیخ فضلالله نوری | پس از محاکمهٔ نمایشی، اعدام شد. |
| قرارداد ۱۹۰۷ | تقسیم ایران میان روسیه و انگلستان. |
| جنگ جهانی اول | از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ میلادی؛ ایران بیطرفی اعلام کرد اما اشغال شد. |
| دلیرمرد تنگستانی | رئیسعلی دلواری در بوشهر. |
۱. اوضاع ایران و جهان در آستانهٔ نهضت مشروطه چگونه بود؟
۲. رهبران اصلی نهضت مشروطه چه کسانی بودند؟
۳. چه عواملی موجب سرعت گرفتن نهضت مشروطه شد؟
۴. فرمان مشروطه در چه سالی صادر شد؟
۵. محمدعلیشاه چه اقدامی علیه مشروطه انجام داد؟
۶. علت شهادت شیخ فضلالله نوری چه بود؟
۷. قرارداد ۱۹۰۷ چه بود و چه پیامدهایی برای ایران داشت؟