غزنویان دودمانی ترکتبار بودند که چون حکومت خود را از شهر غزنین (غزنه) آغاز کردند، به این نام مشهور شدند. هنگامی که حکومت سامانیان به نهایت ضعف و ناتوانی رسید، سلطان محمود غزنوی که حاکم غزنه بود، خراسان را تصرف کرد. خلیفهٔ عباسی نیز حکومت او را به رسمیت شناخت.
سلطان محمود غزنوی به پشتوانهٔ سپاه نیرومند خود در اغلب جنگها پیروزیهایی به دست آورد و قلمرو غزنویان را تا ری در مرکز ایران گسترش داد.
سلطان محمود غزنوی چندین بار به هندوستان لشکرکشی کرد و به همین سبب در تاریخ شهرت یافت. اگرچه این لشکرکشیها به بهانهٔ رواج اسلام صورت میگرفت، اما در اصل به طمع ثروت هنگفتی بود که در این کشور وجود داشت. وی در این لشکرکشیها مناطقی از هندوستان را تصرف نمود و معبد سومَنات را خراب کرد. او اسیران زیادی را با خود به غزنه برد و ثروت و غنائم زیادی به دست آورد که بخشی را به خلیفهٔ عباسی پیشکش کرد.
پس از سلطان محمود، پسرش سلطان مسعود حکومت را به دست گرفت. اگرچه سلطان مسعود فرمانروایی بیجسور نبود اما تدبیر پدر را نداشت. او از سلجوقیان شکست خورد و مدتی بعد توسط سپاهیان شورشی خود به قتل رسید.
سلجوقیان نیز طایفهای از ترکان بودند که پس از پذیرش اسلام به ماوراءالنهر مهاجرت کردند.
یکی از نوادگان سلجوق (جدّ سلجوقیان) به نام طُغرِل پس از شکست سلطان مسعود غزنوی، در نیشابور بر تخت نشست. او پس از تسخیر مناطق مختلف ایران به بغداد رفت و نخست حکومت شیعهمذهب آلبویه را برانداخت و سپس خطری را که از جانب خلیفهٔ فاطمی مصر متوجه خلافت عباسی بود، از میان برداشت. خلیفهٔ عباسی نیز به دلیل این اقدامات طغرل، لقب «سلطان رکنالدین» را به او داد و حکومت او را بر ایران و عراق تأیید کرد.
آلبارسالن، برادرزاده و جانشین طغرل بود و توانست با راهنمایی خواجه نظامالملک (وزیر)، رقیبان داخلی را سرکوب کند و بر قدرت و استحکام حکومت سلجوقی بیفزاید. آلبارسالن همچنین به ارمنستان و گرجستان لشکرکشی کرد.
او در نبرد مَالزگِرد در سال ۴۶۳ هجری، قوای رومیان را شکست سختی داد و امپراتور روم شرقی را به اسارت گرفت. در نتیجهٔ این پیروزی، بخشهای وسیعی از آسیای صغیر به تصرف سپاهیان سلجوقی درآمد.
ملکشاه، پسر آلبارسالن، از دیگر پادشاهان مشهور سلجوقی بود. وی مناطقی از ماوراءالنهر و شام را فتح کرد و حکومت سلجوقیان در دورهٔ او به اوج قدرت رسید؛ بهطوریکه در آن دوره، محدودهٔ جغرافیایی ایران با زمان ساسانیان برابری میکرد و از ماوراءالنهر در شرق تا دریای مدیترانه در غرب گسترش یافته بود. در آن زمان اصفهان که پایتخت سلجوقیان بود، به شهری بزرگ و آباد تبدیل شد.
پس از مرگ ملکشاه، شاهزادگان و فرماندهان نظامی برای رسیدن به تاج و تخت به جان یکدیگر افتادند و این اختلافات تا سقوط سلجوقیان ادامه پیدا کرد.
قلعهٔ الموت در بلندی در مجاورت روستای گازرخان در استان قزوین قرار دارد. این قلعه به «دژ حسن صباح» معروف است و از شاهکارهای معماری بوده است. در دورهٔ سلجوقیان، مذهب اسماعیلیه در ایران رواج یافت. اسماعیلیان از فرقههای شیعه بودند که بعد از امام جعفر صادق ﷺ به امامت پسرش اسماعیل اعتقاد داشتند. در آن دوره اسماعیلیان به رهبری حسن صباح در قلعههای کوهستانی مانند قلعهٔ الموت مستقر بودند و با حکومت سلجوقی که آن را حکومتی ظالم میدانستند، مبارزه میکردند. سلجوقیان بارها علیه آنها لشکرکشی کردند اما نتوانستند تمامی قلعههای آنها را فتح کنند. این قلعه بعدها در زمان هالکوخان مغول به آتش کشیده شد.
خوارزم، ناحیهای حاصلخیز و آباد در جنوب دریاچهٔ خوارزم (آرال) بود و از عهد باستان به شاهان آنجا خوارزمشاه میگفتند. خوارزمشاهیان نخست نشاندهٔ سلجوقیان بودند اما وقتی حکومت سلجوقی ضعیف شد، آنها از فرمانبری سرپیچی کردند و سرانجام یکی از فرمانروایان خوارزم، آخرین سلطان سلجوقی را شکست داد و بر بخشهای زیادی از ایران چیره شد.
از سوی دیگر، خلیفهٔ عباسی فرمانروایی آنها را به رسمیت شناخت. پایههای حکومت خوارزمشاهیان چندان محکم نبود زیرا از یک سو خلیفهٔ عباسی فرمانروایی آنها را به رسمیت شناخت و از سوی دیگر، تسلطی بر فرمانروایان محلی نداشتند. در چنین شرایطی بود که چنگیزخان مغول به ایران هجوم آورد و حکومت خوارزمشاهی نتوانست در برابر حملهٔ آنها ایستادگی کند و روزگار پررنجی برای ایرانیان آغاز گردید.
زمانی که سلسلههای غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان در ایران حکومت میکردند، در اروپا دورهای به نام «قرون وسطا» بود.
در چنین شرایطی بود که «جنگهای صلیبی» میان مسیحیان و مسلمانان درگرفت. این جنگها را اشراف و فئودالها با حمایت و دستور کلیسا و به بهانهٔ اهداف مذهبی آغاز کردند.
با پیروزی در نبرد مالزگرد، مرزهای سلجوقیان به قسطنطنیه (استانبول امروزی) نزدیک شده بود. اروپاییان از پیشروی بیشتر ترکان سلجوقی بیمناک شدند. فئودالها نیز تمایل داشتند با روانه کردن انبوه فقیران و بیکاران به سرزمینهای دیگر و غارت اموال آنها، مشکلات اقتصادی قلمرو خود را کاهش بدهند.
جنگهای صلیبی حدود دویست سال طول کشید. سپاهیان صلیبی به سرزمینهای مسلمانان هجوم آوردند و آنها را میکشتند و همه چیز را غارت میکردند. سرانجام جنگهای صلیبی با پیروزی سیاسی و نظامی مسلمانان و شکست اروپاییان به پایان رسید. اگرچه در این جنگها خرابیهای زیادی در سرزمینهای مسلمانان به وجود آمد، اما این جنگها موجب شد که اروپاییان با پیشرفتهای علمی و تمدنی مسلمانان آشنا شوند، آثار علمی مسلمانان را به زبان لاتین ترجمه کنند، کتابهای دانش مسلمانان را به اروپا منتقل نمایند و از آنها برای پیشرفت خود بهرهٔ فراوان بگیرند.
| موضوع | نکته کلیدی |
|---|---|
| غزنویان | ترکتبار، مرکز: غزنین، سلطان محمود (لشکرکشی به هند)، سلطان مسعود (شکست از سلجوقیان) |
| سلجوقیان | ترکتبار، طغرل (بنیانگذار)، آلبارسالن (نبرد مالزگرد)، ملکشاه (اوج قدرت)، خواجه نظامالملک (وزیر) |
| نبرد مالزگرد | ۴۶۳ هجری، شکست رومیان، اسارت امپراتور روم شرقی، گسترش سلجوقیان در آسیای صغیر |
| قلعهٔ الموت | دژ حسن صباح، استان قزوین، مرکز اسماعیلیان در دورهٔ سلجوقی |
| خوارزمشاهیان | ناحیهٔ خوارزم، نشاندهٔ سلجوقیان، ضعیف در برابر مغول |
| قرون وسطا | دورهٔ تاریکی اروپا، نظام فئودالی، قدرت کلیسا و پاپ |
| جنگهای صلیبی | حدود ۲۰۰ سال، بین مسیحیان و مسلمانان، پایان با پیروزی مسلمانان |