هنگام ظهور اسلام در شبهجزیرهٔ عربستان، خسروپرویز بر ایران حکومت میکرد. او دعوت پیامبر اکرم ﷺ را برای قبول اسلام نپذیرفت.
خسروپرویز نامهٔ پیامبر را پاره کرد و دعوت اسلام را نپذیرفت. وقتی خسروپرویز به دست پسر خود به قتل رسید، رقابت و دشمنی در درون دربار ساسانی بیشتر شد؛ بهطوریکه در مدت چهار سال، بیش از ده نفر بر تخت شاهی نشستند.
پیش از ورود اعراب مسلمان به ایران، حکومت ساسانی با مشکلات فراوانی روبهرو بود:
ابوبکر، خلیفهٔ اول، فرمان حمله به مرزهای حکومت ساسانیان و امپراتوری روم شرقی را صادر کرد. اعراب مسلمان که روانهٔ مرزهای ایران شده بودند، مناطقی از بینالنهرین (سواد) را تصرف کردند.
در زمان خلافت عمر، بخش اعظم ایران به دست اعراب مسلمان فتح شد. وی در آغاز خلافتش، سپاه بزرگی را به سوی ایران فرستاد. ارتش ساسانی در نبرد «قادسیه» از سپاه مسلمانان که روحیهٔ بالاتر و انگیزهٔ بیشتری داشت، شکست خورد. در این جنگ، رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ساسانی کشته شد و مدتی بعد تیسفون پایتخت ساسانیان با غنائم بسیار به تسخیر سپاه اسلام درآمد.
چند سال بعد، در نبردی که در «نهاوند» (در نزدیکی همدان) رخ داد، ضربهٔ نهایی بر پیکر ارتش ساسانی وارد شد؛ بهطوریکه یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، دیگر نتوانست سپاهی را برای مقابله با اعراب مسلمان گردآوری کند.
پس از جنگ نهاوند، شهرها و ولایات ایران، یکی پس از دیگری به تصرف مسلمانان درآمدند. سرانجام با ورود سپاه اسلام به خراسان، یزدگرد سوم به دست آسیابانی در مرو به قتل رسید (سال ۳۱ هجری). حکومت ساسانی که بیش از چهارصد سال بر ایران فرمانروایی کرده بود، به پایان رسید.
امویان حکومت خود را بر پایهٔ خشونت و ظلم بنا نهادند و چندان به دستورات دینی پایبند نبودند. مرکز خلافت امویان در شهر شام (دمشق امروزی) بود.
مردم ایران که از ظلم و ستم و قومگرایی امویان ستوه آمده بودند، از هر فرصتی برای مخالفت و مبارزه با حکومت اموی استفاده میکردند. ایرانیان در بسیاری از شورشهایی که علیه امویان به وقوع پیوست، حضور مؤثری داشتند. برای مثال وقتی مختار ثقفی در کوفه به خونخواهی امام حسین ﷺ و یارانش قیام کرد، ایرانیان با شور و شوق به او پیوستند.
در اواخر حکومت اموی، خاندان عباسیان از مخالفان بنیامیه بودند. آنان نمایندگانی را به نقاط مختلف ایران از جمله خراسان فرستادند و مردم را به قیام علیه بنیامیه و حکومت یکی از افراد خاندان پیامبر ﷺ دعوت کردند. ایرانیان مسلمان و بهویژه خراسانیان، دعوت عباسیان را پذیرفتند، اما نمیدانستند منظورشان از آن فرد چه کسی است.
سرانجام ابومسلم، سردار ایرانی در خراسان قیام کرد. او موفق شد امویان را شکست دهد و سفّاح خاندان عباسیان را به خلافت برساند. منصور، خلیفهٔ دوم عباسی، شهر بغداد را بنا کرد و آن را مرکز خلافت عباسیان قرار داد.
عباسیان نیز در ظلم و ستم، دست کمی از امویان نداشتند. خلفای عباسی از جمله منصور، هارونالرشید و متوکل، امامان شیعه را به سبب مبارزه با ظلم و ستم به زندان انداختند و به شهادت رساندند. آنها نیز همچون امویان در کاخها به خوشگذرانی میپرداختند.
خلفای عباسی برخلاف امویان از ایرانیان در سمتهای مهمی چون وزارت و فرماندهی سپاه و حکومت شهرها استفاده میکردند. البته بسیاری از ایرانیانی که به خدمت خلافت عباسی درآمدند، سرنوشتی تلخ و ناگوار داشتند:
در قرن سوم هجری، خلافت عباسی رو به ضعف نهاد و به تدریج حکومتهای ایرانی در نقاط مختلف ایران شکل گرفت. ایرانیان به دلایل مختلفی به دین اسلام گرویدند:
| موضوع | نکته کلیدی |
|---|---|
| خسروپرویز | پادشاه ساسانی در زمان ظهور اسلام، نامهٔ پیامبر را پاره کرد |
| علل سقوط ساسانیان | شورشهای سیاسی، نارضایتی مردم، خرابی کشاورزی، قحطی و بیماری |
| نبرد قادسیه | شکست ارتش ساسانی، کشته شدن رستم فرخزاد، تصرف تیسفون |
| نبرد نهاوند | ضربهٔ نهایی بر پیکر ارتش ساسانی |
| یزدگرد سوم | آخرین پادشاه ساسانی، به دست آسیابانی در مرو به قتل رسید (۳۱ هجری) |
| دوران امویان | ظلم و قومگرایی، تحقیر ایرانیان، آزار امامان شیعه |
| مختار ثقفی | قیام به خونخواهی امام حسین ﷺ، پیوستن ایرانیان به او |
| ابومسلم | سردار ایرانی، قیام علیه امویان، به قدرت رساندن عباسیان |
| برمکیان | خاندان ایرانی، به وزارت رسیدند، سپس به قتل رسیدند |
| سلمان فارسی | نخستین ایرانی مسلمان، پیشنهاد کندن خندق در جنگ احزاب |
| علل گرایش ایرانیان به اسلام | پیام برابری و برادری، اخلاق پیامبر و امامان، عدالت امام علی ﷺ، حضور امام رضا ﷺ |